محمد تقي جعفري
207
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تشخيص آنها دشوار است ، در اين موارد نياز به احسان و نيكوكارى قطعى است و بايستى از انواعى محبت و احسان براى تنظيم مورد عدالت استفاده كرد ، اين همان اصل است كه ارفاق قانونى يكى از مشتقات آن است . امير المؤمنين عليه السلام در بارهء قاتلش ابن ملجم ، نخست اجراى عدالت را گوشزد مىكند و مىفرمايد : شما با حق قصاص كه داريد مىتوانيد اين جنايتكار را بكشيد و مىتوانيد او را عفو كنيد ، او را عفو نماييد ، آيا نمىخواهيد خداوند پاداشى براى عفو شما بدهد . با يك نظر بالاتر مىتوان گفت : خود استمداد از ارفاق و احسان و نيكوكارى عدالت برين و فوق حقوق است كه خداوند متعال با حكمت متعالى خود آن را مورد دستور قرار داده است . همهء آن متفكران كه معلومات لازم را در بارهء انسان بدست آوردهاند ، مىدانند كه انسان آن موجود نيست كه با محكوميت به عدالت رياضى بتواند به حيات خود ادامه بدهد ، لذا قانونگذار حكيم بايد اين اصل را بپذيرد كه عدالت دو معناى متفاوت دارد : 1 - معناى قانونى . 2 - معناى انسانى برين . اگر آن معناى اول با معناى دوم چه در وضع قانون و چه در قلمرو تطبيق و اجراء آبيارى نشود ، موجب بىعدالتىهايى خواهد گشت كه ممكن است قابل جبران نباشند ، زيرا آن بيدادگرىها معلول عدالت حرفه اى بوده يا با عنوان دادگرى بوجود آمدهاند . از ستم دور شويد و ستمكار نباشيد ، زيرا ستمكار از رحمت ربوبى خداوندى بريده است ما كه در مباحث گذشته عدالت و مختصات و ضرورت آن را دريافتيم ، بطور اجمال در بارهء ستم و ستمكارى نيز واقعيتهايى را دريافتهايم . ما آيات الهى را كه مربوط به لزوم تنفر از ستمگرى است در لوحهء درون خود خواندهايم . اكنون براى تأكيد آيات درونى ، آياتى از قرآن مجيد را در موضوع ستمگرى مىخوانيم :